توجه به نفس و سیر و سلوک روحانى در جوامع تاریخى و مذهبى

درخواست حذف این مطلب

اگر ما در ملل و ادیان مانند، برهمنى و بو و ستاره پرستى و مانى و مجوسى و یهودى و یت و دقت به عمل آوریم، خواهیم دید که براى این امر مهم یعنى به دست آوردن معرفت نفس و تحصیل آثار آن، نهضت هاى عمیق و ریشه دار بوده است ولو این که این رغبت و نهضت به یک صورت نبوده، بلکه از جهت اوصاف و کیفیت تلقین و تقویم مختلف بوده اند، الاّ این که همه آن ها دعوت تزکیه نفس را داشته اند. ذیلاً مختصرى از شرح آن بیان مى شود:

۱ برهمائى:

برهمائى که مذهب هند قدیم بوده است، گو این که در توحید و نبوت با ادیان صاحب کتاب مخالف است، لکن همین کیش هم مردم و مخصوصا خود براهمه را دعوت به تزکیه نفس و تطهیر باطن مى کرده است.

اما سایر مذاهب که هندى ها دارند، از قبیل جوکیه که اصحاب نفس و اوهامند و اصحاب ت و اصحاب حکمت و دیگران، براى هر یک از این طوایف نیز ریاضت ها و اعمال شاقه مخصوصى هست. هیچ کدام از این ها از یک نحوه گوشه گیرى و تحریم لذایذ ى و جلوگیرى نفس از تمتع از آن، خالى نیستند.

۲ بودائى:

بودائیان نیز بناى مذهبشان بر تهذیب نفس و مخالفت هواى نفسانى و تحریم لذایذ بر نفس به منظور رسیدن به حقیقت معرفت است، خود بودا در زندگى اش همین طریقه را سلوک مى کرده است.

۳ ستاره پرستان:

«صابئون» طایفه اى هستند، که قائل به ات و بت هاى آن ها هستند. اینان نیز گر چه امر نبوت را انکار کرده اند، الاّ این که در طریق رسیدن به کمال معرفت نفس راه هایى دارند، که خیلى با طریق براهمه و بودائیان تفاوت ندارد. این صابئون نیز گرچه در بین خود اختلافاتى درباره عقاید عمومى مربوط به مسئله خلق و ایجاد دارند، لکن در باب وجوب ریاضت دادن به نفس براى رسیدن به کمال معرفت و به سعادت این نشئه همگى متفقند.

۴ پیروان مانى:

پیروان مانى از ثنوى ها (مشرکین دو خدائى) نیز اساس مذهبشان بر این پایه است، که نفس از عالم نور علوى است و در این دام هاى مادى یعنى بدن منزل گزیده و از آن مقام بلند به این درجه پست هبوط نموده است و وقتى مى توان به سعادت و کمال رسید که یا به اختیار خود و به وسیله ریاضت دادن به نفس و یا بدون اختیار یعنى به مرگ طبیعى این دام ظلمانى را ش ته از قفس خاکى به ساحت نور پرواز نماید.

۵ ادیان صاحب کتاب:

و اما اهل کتاب یعنى یهود و نصارى و مجوس، اینان نیز کتاب هاى مقدسشان یعنى عهد عتیق و عهد جدید و آوستا، از دعوت به اصلاح و تهذیب نفس و مخالفت با هواهاى آن پر است. مخصوصا عهد قدیم و جدید که همواره زهد در دنیا و اشتغال به تطهیر باطن را توصیه مى کنند و لایزال در این ملت مخصوصا در نصارى در هر قرنى عده کثیرى از زهاد و تارکین دنیا در مقام تربیت دادن به نفس خود از مردم کناره گیرى مى کنند، به طورى که مسئله رهبانیت یکى از سنن متبعه آن هاست و داستان رهبانیت ایشان را قرآن کریم هم ذکر کرده و فرموده است:

«... رهبانیتى که نصارى آن را بدعت کرده و ما دستورى به آنان ندادیم، مگر تحصیل خشنودى خدا، پس رعایت ن د، آن طورکه جا داشت رعایت کنند...! » (۲۷/حدید)

و درباره عابدها و تارکین دنیاى یهود هم فرموده:

«لَیْسُوا سَوآءً مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ ایاتِ اللّهِ اناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ _ ی ان نیستند، از اهل کتاب گروهى که ایستاده و پایدارند، تا آیات خدا را شبانگاه تلاوت کنند و آن هایند که به درگاه خدا سجده مى برند!» (۱۱۳ / آل عمران)

۶ مرتاضان:

فرق مختلف مرتاضین، انى که داراى عملیات شگفت آورى هستند ؛ مانند ساحران اهل سیمیا و اصحاب طلسمات و آن هایى که داراى تسخیر ارواح و تسخیر جن و تسخیر ت حروف و کواکب و غیر آن هستند و آنان که به احضار و تسخیر نفوس پرداخته اند، گرچه براى هر کدامشان ریاضت هاى عجیب مخصوصى است و لکن نتیجه نوع آن ها همان تسلط بر نفس است.

خلاصه آن چه گفته شد این است که هدف نهائى جمیع ارباب ادیان و مذاهب و صاحبان اعمال مخصوص همانا تهذیب نفس است به وسیله ترک هواها و اشتغال به تطهیر آن از اخلاق نکوهیده و احوالى که با هدف مناسب و سازگار نیست.


المیزان ج ۱۱، ص ۳۰۹. (ذیل آیه ۱۰۵ سوره مائده)