چهل حدیث در معرفت نفس‏

درخواست حذف این مطلب

این مطلب نکته 1001 از کتاب هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی است.


بسم الله الرحمن الرحیم‏ الحمد الله رب العالمین و صلى الله على سیدنا خاتم النبیین و آله المنتجبین.

درحث و ترغیب حفظ چهل حدیث بطرق و صور کثیره روایت شده است، از آن جمله به سلسله سند روائى این کمترین از خود آیت علم و دین، طود تحقیق و تف ، جامع علوم عقلیه و نقلیه، شاخص در علم فلک و ریاضیات عالیه، صاحب تصانیف فائقه و تالیفات رائقه، علامه زاهد ذوالفنون، الذى عزفت نفسه عن الدنیا و ما فیها فتساوى عنده حجرها و ذهبها آیة الله حاج میرزا ابو الحسن بن ملا محمد بن ملا غلامحسین بن ملا ابو الحسن طهرانى مسجد حوضى شهیر به علامه شعرانى- افاض الله علینا من برکات انفاسه النفیسة القدسیة- که منتهى میگردد به علامه مشتهر در آفاق ابو الفضائل شیخ بهاء الدین عاملى- رضوان الله تعالى علیه- ادى که در اول کتاب اربعین‏ ذکر فرموده است عن موسى بن ابراهیم المروزى عن ال الکاظم موسى بن جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

مَنْ حَفِظَ عَلی أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمّا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ فِی أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَقِیهاً عَالِما

لذا از علماى فریقین کتب و رسائل عدیده در اربعین تدوین شده است. این متمسک بذیل ولایت اهل بیت طهارت و عصمت و وحى از باب الق دلوک فى الدلاء بذکر چهل حدیث از غرر کلمات آن وسائط فیض الهى، در معرفت نفس و تحریض و تحریص به معرفت نفس که مفتاح خزائن ملکوت است، تبرک مى جوید.

سرمایه همه سعادت ها و أهم واجبات معرفت نفس یعنى خودشناسى است، و آنکه خود را نشناخت عاطل و باطل زیست و گوهر ذاتش را تباه کرد و براى همیشه بى‏بهره ماند. هیچ معرفتى چون معرفت نفس بکار انسان نمى‏آید انسان کارى مهم‏تر از خودسازى ندارد و آن مبتنى بر خودشناسى است.

سقراط خودشناسى و اخلاق را از همه مهم تر می ‏شمرد.

گویند وقتى از کنار معبد دلف، عبور مى‏کرد دید بالاى آن نوشته است: «خود را بشناس» همین کلام را اساس فلسفه خود قرار داد. سقراط در مقابل دانشمندان طبیعى گفت: «بیهوده در شناختن موجودات خشک و بى‏روح رنج مبر بلکه خود را بشناس که شناختن نفس انسان بالاتر از شناختن اسرار طبیعت است».

چون گفتار او شبیه به گفتار انبیاء بود بزرگ شد و آوازه‏اش جهان را بگرفت چه قیمت انسان را بالا برده بود. اما آن دانشمندان گمنام شدند.

سقراط گفت آنچه براى ما مفید است آنست که بدانیم خود ما چه هستیم و براى چه آفریده شده‏ایم و سعادت ما در چیست‏ و کارى که براى خود و دیگران فائده داشته باشیم، لذا گفته‏اند سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد.

على بن ربن طبرى که از قدماى اطباء است در اول مقاله دوم نوع دوم فردوس الحکمة در طب گوید: قال ارسطاطالیس الفیلسوف: ان العلم بالنفس الناطقة اکبر من سائر العلوم لان من عرفها فقد عرف ذاته و من عرف ذاته قوى على معرفة الله. و خود على بن ربن پس از نقل کلام ارسطو گفت: و قد صدق الفیلسوف فان من جهل نفسه و حواسه کان لغیر ذلک أجهل.

صدر المتالهین در اسفار (ص 125 ج 3 چاپ سنگى) فرمود: ق الحکماء فى حد الفلسفة: انها شبه بالاله بقدر الطاقة البشریة. و مفاده أن من ی علومه حقیقیة و صنائعه محکمة و اعماله صالحة و اخلاقه جمیلة و آراؤه صحیحة و فیضه على غیره متصلا، ی قربه الى الله و تشبهه به.

یعقوب بن اسحاق کندى معروف به فیلسوف عرب در رساله حدود و رسوم اشیاء شش تعریف از قدماء در حد فلسفه نقل کرده است، قول پنجم این که: الفلسفة معرفة الانسان نفسه.

هر یک از این دو تعریف و به خصوص تعریف ثانى بسیار بعید الغور است.

ادامه مطلب