چند گفتار کوتاه پیرامون حفظ قرآن

درخواست حذف این مطلب

علامه طهرانی:

«ما شیعیان باید اعتراف کنیم که به قرآن وارد نیستیم، بچّه‏ هاى ما قرآن نمى ‏دانند، در حالى که بچه زود قرآن را حفظ میکند. پسرهاى پانزده ساله ما باید قرآن را حفظ باشند.


و در جاى دیگر- در بحث انتظارات از طلّاب- مى‏ نویسند:

«... و جامع بین حکمت نظرى و عرفان عملى، و در فقه خبیر و بصیر، و به سیره رسول الله و منهاج پیشوایان دینى داراى اطّلاع تامّ، و به قرآن مجید کتاب الهى وارد، و از شأن نزول و تفسیر آیات کاملًا با خبر بوده، و خودشان نیز قرآن و یا بیشترِ از آن را حفظ داشته باشند.


و در جاى دیگر آورده ‏اند:

«انسان نباید به یک سوره خاص مثل سوره توحید و یا قدر و یا نصر در تمام هاى خود اکتفا کند، این موجب تضییع و مهجوریّت قرآن میشود.

مقدارى را که هر مسلمان از قرآن متحمّل است همان مقدارى است که از بَر دارد و می تواند از حفظ بخواند، نه آن که می تواند به مصحف مراجعه کند و از روى آن بخواند.

مسلمینى که فقط به سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ در هاى خود اکتفا مى‏ کنند، در صورتى که همان مقدار را حفظ داشته باشند نه بیشتر از آن را، فقط به مقدار همان سوره از قرآن را تحمّل کرده ‏اند؛ و از ما بقى قرآن بهره ندارند.

آیت نور، ص533


وَ اذْکُرْنَ و یاد کنید اى ن پیغمبر ما یُتْلى‏ آنچه خوانده مى‏شود فِی بُیُوتِکُنَّ در خانهاى شما مِنْ آیاتِ اللَّهِ از آیات کلام اللّه وَ الْحِکْمَةِ و از سخنهاى پیغمبر ص که محض حکمت است و این آیت حث مى‏کند بر حفظ قرآن و حدیث‏

تفسیر مواهب علّیه


«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ» (اى تذکرت لهم فى دلایل ّوحید و العدل و النبوّة و المعاد و القصص و کالیف و العبادات)

ز بهر آنکه تا بالا روند افتادگان زین چه رسن آمد فرود و کرد ایزد نام فرقانش‏

چه سود از حفظ قرآن خواجه پرخشم‏ و را که چرم خوک و سگ جلد است بر اوراق دیوانش‏

تفسیر حدائق الحقایق


علامه شعرانی:

حضرت می ‏فرمود لیؤمّکم اقرؤکم یعنى هر که بیشتر قرآن محفوظ دارد شما باشد و بدین وسیله مردم در ضبط و حفظ قرآن مسابقت می د.

هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی، ج2، ص238


علامه حسن زاده آملی، هزار و یک کلمه جلد3 صفحه 298:

و همچنین بسیارى از اشعار دیگران را، و به خصوص بسیارى از لئالى منتظمه، و غرر الفرائد متأله سبزوارى را در منطق و حکمت. و حالا در حقیقت یوم الحسرت من قیام کرده است که اى کاش به جاى از بر این همه اشعار، قرآن کریم را حفظ مى‏ و اکنون حافظ قرآن بودم.


در صحابه کم بدی حافظ ی
گرچه شوقی بود جانشان را بسی

زانک چون مغزش در آگند و رسید
پوستها شد بس رقیق و واکفید

قشر جوز و فستق و بادام هم
مغز چون آگندشان شد پوست کم

مغز علم افزود کم شد پوستش
زانک عاشق را بسوزد دوستش

ربع قرآن هر که را محفوظ بود
جل فینا از صحابه می شنود

جمع صورت با چنین معنی ژرف
نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف

در چنین مستی مراعات ادب
خود نباشد ور بود باشد عجب

خود عصا معشوق عمیان می بود
کور خود صندوق قرآن می بود

گفت کوران خود صنادیقند پر
از حروف مصحف و ذکر و نذر

مثتوی / دفتر سوم